بازاریابی ۲۰۲۵ و ترندهای روز
- بازاریابی
- محمد جواد بیداری
- 21 دقیقه
با دادههای بیش از ۱۷۰۰ بازاریاب جهانی B۲B و B۲C، روندها، فرصتهای برنده و چالشها بازاریابی را که امسال با آنها روبرو خواهند شد، کشف کنید
اگر شما هم مثل من هستید، احتمالاً آرزو میکنید که زمان و منابع بیشتری برای انجام کارتان، فکر کردن در موردایدههای تغییردهنده بازی، بررسی روندهای صنعت بازاریابی دیجیتال، و ارائه تجربیات فراموش نشدنی برند به مخاطبانتان داشته باشید.
من هم درک میکنم ، به همین دلیل است که من این مرور کلی از روندهای بازاریابی برتر برای سال ۲۰۲۵ را گردآوری کردم. برخی از نکات برجسته مورد علاقه خود را از نظرسنجی اخیر HubSpot از بیش از ۱۷۰۰ بازاریاب B۲B و B۲C، بررسی روندهای کلیدی، ابزارها و چالشهایی که متخصصان بازاریابی امروزی بیش از همه بر روی آنها متمرکز شدهاند را به اشتراک میگذارم.
به علاوه، به خواندن ادامه دهید تا از رهبران OpenAI، Asana، Adobe، Bitly و غیره بشنوید.
برترین روندهای بازاریابی دیجیتال در سال ۲۰۲۵
۱. هوش مصنوعی به بازاریابان کمک میکند تا با نیازهای روزافزون محتوا همگام شوند.
در سال ۲۰۲۴، استفاده از هوش مصنوعی در بین بازاریابان با نرخ خیرهکنندهای افزایش یافت. و در حالی که ابزارهای هوش مصنوعی بیشماری برای کمک به طیف گستردهای از نیازهای بازاریابی وجود دارد، بازاریابان امروزی گزارش دادند که بهویژه بر روی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای ایجاد محتوا متمرکز شدهاند تا با نیازهای روزافزون محتوایی خود هماهنگی داشته باشند.
جالب اینجاست که بازاریابان مختلف از هوش مصنوعی برای تولید محتوا به روشهای مختلف استفاده میکنند. در حالی که برخی گزارش میدهند که از هوش مصنوعی برای توسعه کل پیشنویسها از ابتدا استفاده میکنند، یکی از رایجترین موارد استفاده از هوش مصنوعی، تغییر منظور محتوا از یک قالب به فرمت دیگر بود.
به عنوان مثال، من متوجه شدهام که بازاریابان ممکن است از ابزارهای هوش مصنوعی برای تبدیل یک پست وبلاگ به یک اسکریپت ویدیویی یا یک کلیپ ویدیویی به یک پست رسانه اجتماعی استفاده کنند. هوش مصنوعی بسیاری از تیمهای بازاریابی را قادر میسازد تا خروجی محتوای خود را بدون نیاز به استخدام افراد بیشتری افزایش دهند.
کمی عمیقتر، در اینجا موارد برتر استفاده از هوش مصنوعی شناسایی شده توسط پاسخدهندگان نظرسنجی ما آمده است:
۱. ایجاد محتوا (استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن کپی، ایجاد تصاویر، ایده گرفتن و غیره) (۴۳%)
۲. تحقیق (استفاده از هوش مصنوعی مولد برای تحقیقات بازار، برای یافتن مجموعه دادهها، خلاصه کردن مقالات و غیره) (۳۴%)
۳. طوفان فکری (استفاده از هوش مصنوعی مولد برایایدههای محتوایی) (۲۷%)
۴. یادگیری نحوه انجام کارها (استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری یک تابع اکسل، اشکال زدایی کد SQL و غیره) (۴۰%)
۵. تجزیه و تحلیل/گزارش دادهها (استفاده از هوش مصنوعی مولد برای تجزیه و تحلیل یا دستکاری دادههای بازاریابی) (۳۵%)
۶. یادداشتبرداری کنید یا جلسات را خلاصه کنید (۲۷%)
وقتی صحبت از انواع محتوایی میشود که بازاریابان از هوش مصنوعی مولد برای تولید آن استفاده میکنند، دریافتم که پستهای رسانههای اجتماعی، ایمیلها، پستهای وبلاگ، ایدههای موضوعی، تصاویر و توضیحات محصول رایجترین هستند.
علاوه بر این، بسیاری از بازاریابان از ابزارهایی مانند نرمافزار بازاریابی محتوای HubSpot استفاده میکنند تا پستهای وبلاگ موجود را تنها در چند دقیقه به پستهای اجتماعی، محتوای خبرنامه، فایلهای صوتی و سایر فرمهای محتوا تبدیل کنند.
همچنین مهم است که توضیح دهیم در حالی که بسیاری از پاسخدهندگان ما بر روی استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوا متمرکز بودند، هوش مصنوعی آماده است تا فراتر از تولید محتوا در دامنههای مرتبط رشد کند.
همانطور که Dane Vahey، رئیس بازاریابی استراتژیک OpenAI اشاره میکند، “بازاریابان سطح هوش مصنوعی را خراش میدهند، اما تاکنون، بیشتر برای تولید محتوا بوده است. در سال ۲۰۲۵، انتظار داریم که بازاریابان جهشی به سمت استفاده از هوش مصنوعی برایایدههای خلاقانه، تصمیمگیری مبتنی بر داده، اتوماسیون جریان کار و طوفان فکری استراتژیک داشته باشند. “
۲. بسیاری از بازاریابان برای ادغام هوش مصنوعی در جریان کاری خود تلاش میکنند.
علیرغم محبوبیت فزاینده ابزارهای تولید محتوای هوش مصنوعی، نظرسنجی ما نشان داد که بسیاری از بازاریابان هنوز در تلاش هستند تا استفاده مؤثر از این ابزارها و ادغام آنها را در جریان کاری خود بیاموزند.
همانطور که برایانا راجرز، معاون بازاریابی در Miro به اشتراک گذاشت، “بازاریابان باید یاد بگیرند که چگونه هوش مصنوعی را در کار خود ادغام کنند. “
او ادامه داد: «فضا به سرعت در حال حرکت است و ما باید همه چیز را آزمایش کنیم… از موارد استفاده با سابقهتر – مانند استفاده از یادگیری ماشینی برای بهبود خرید آگهی، یا ایجاد مدلهای ارزش پیشبینیکننده مشتری – تا فضاهای جدیدتر، مانند شناسایی الگوها در تحقیقات و دادههای کاربر، کمک به توسعه خلاقانه، و ایجاد کمپینهای کامل مشتری که با هوش مصنوعی تقویت میشوند. »
نظرسنجی ما نشان داد که در حالی که بازاریابان به طور فزایندهای روی هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند، بسیاری از آنها نسبت به توانایی خود در استفاده از این ابزارها اطمینان ندارند.
به طور خاص، فقط ۴۷٪ کاملاً یا تا حدودی موافق بودند که درک روشنی از نحوه استفاده از هوش مصنوعی در استراتژی بازاریابی خود داشتند و ۴۸٪ کاملاً یا تا حدودی موافق بودند که درک روشنی از نحوه اندازهگیری تأثیر هوش مصنوعی در استراتژی بازاریابی خود داشتند.
علاوه بر این، حتی در میان بازاریابانی که اصول پیادهسازی هوش مصنوعی را درک میکنند، ادغام این ابزارها از نظر اخلاقی نیز میتواند چالش بزرگی باشد.
همانطور که دکتر ربکا هیندز، رئیس آزمایشگاه نوآوری کار آسانا، هشدار میدهد، \”ژنرال Z زنگ خطر را به صدا در میآورد: آنها بیش از هر جمعیتی دیگر نگران این هستند که آیا سازمانهایشان میتوانند به فروشندگان هوش مصنوعی مولد برای حمایت از شیوههای هوش مصنوعی مسئولانه اعتماد کنند. \”
او ادامه میدهد: «فروشندگان باید با شفافیت، اصول هوش مصنوعی روشن و تعهد به نوآوری اخلاقی پیشروی کنند تا حمایت Gen Z در سال ۲۰۲۵ را به دست آورند» – و انجام این کار برای بسیاری از بازاریابان میتواند بسیار دشوار باشد.
۳. هوش مصنوعی تأثیر زیادی دارد – اما نباید جایگزین انسان شود.
در حالی که بسیاری از بازاریابان محتوا (از جمله خودم) در مورد پتانسیل ابزارهای هوش مصنوعی برای جایگزینی سازندگان محتوای انسانی ابراز نگرانی کردهاند، دادههای اخیر ما نشان میدهد که بعید است این اتفاق بیفتد.
دادههای نظرسنجی HubSpot گذشته نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق بازاریابها همچنان محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را ویرایش میکنند، و این نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی بیشتر مانند دستیار عمل میکنند تا توسعهدهندگان محتوای انسانی کاملاً حرفهای.
به علاوه، نه مشتریان و نه موتورهای جستجو به احتمال زیاد به اتکای بیش از حد به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی پاداش نمیدهند.
به عنوان مثال، یک پست اخیر از مدیر ارشد بازاریابی HubSpot، کورتیس دل پرینسیپ، مجازاتی را که برای یکی از آژانسها پس از ایجاد هزاران پست با هوش مصنوعی در آنچه “سقوط سئو” نامیده میشود، برجسته کرد.
تحقیقات دیگر خطر سرقت ادبی را هنگام استفاده از محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی برجسته کرده است، و Gemini گوگل (بارد سابق) در واقع به شما اجازه میدهد تا با ارائه پیوندهایی به منابعی که اطلاعات ارائه شده را تأیید میکند، خروجی آن را دوباره بررسی کنید.

به عبارت دیگر، هوش مصنوعی قطعاً تأثیر عمدهای بر دنیای تولید محتوا میگذارد – اما من فکر نمیکنم که بهطور کامل جایگزین بازاریابهای انسانی شود.
۴. رسانههای اجتماعی بالاترین کانال بازاریابی ROI هستند.
در سال ۲۰۲۵، موقعیتهای برتر بازاریابان گزارش میدهند که سازمانهایشان برای آنها استخدام میشوند، مرتبط با محتوا، با تأکید خاص بر محتوای اجتماعی.
قابل ذکر است، این روند در سراسر سلسله مراتب سازمانی، با تمرکز بیشتر بر رسانههای اجتماعی برای همه، از مشارکتکنندگان فردی که مسئول ایجاد پست هستند تا مدیران و مدیران مسئول استراتژی محتوا، را در بر میگیرد.
هنگامی که از بازاریابان خواستیم سه نقش بازاریابی برتر را که انتظار داشتند در سال ۲۰۲۵ در اولویت قرار گیرند، انتخاب کنند، آنها موقعیتهای زیر را فهرست کردند:
۱. سازنده محتوا (۱۵%)
۲. هماهنگکننده رسانههای اجتماعی (۱۳%)
۳. استراتژیست رسانههای اجتماعی (۱۳%)
۴. دستیار خلاق (۱۳%)
۵. مدیر خلاق (۱۲%)
واضح است که رسانههای اجتماعی یک اولویت اصلی برای بازاریابان امروزی است. اما چه چیزی باعث این تمرکز مداوم بر اجتماعی میشود؟
نظرسنجی گرایشهای مصرفکننده ما در سال ۲۰۲۴ نشان داد که رسانههای اجتماعی در واقع کانال کشف محصول ترجیحی برای Gen Z و Millennials است و Gen X و Boomers نیز به سرعت به آن توجه میکنند. در واقع، ۶۴ درصد از Gen Z، ۵۹ درصد از نسل هزاره، و ۴۷ درصد از پاسخدهندگان Gen X گزارش کردهاند که در سه ماه گذشته محصولی را در رسانههای اجتماعی کشف کردهاند.
این نظرسنجی همچنین نشان داد که ۱۷ % از کاربران رسانههای اجتماعی گزارش کردهاند که در سه ماه گذشته محصولی را درون برنامهای خریداری کردهاند، از هر چهار یک نفر بر اساس توصیهی اینفلوئنسرها چیزی را خریداری کردهاند، و ۱۹ درصد یک DM (پیام مستقیم) برای خدمات مشتری ارسال کردهاند.
در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تیک تاک و فیس بوک، بازاریابان میتوانند فروشگاههای مجازی را برای کاربران راهاندازی کنند تا بتوانند بدون خروج از برنامه خرید کنند. از کشف برند گرفته تا توصیههای تأثیرگذار تا خریدهای درونبرنامهای و خدمات مشتری از طریق DM، رسانههای اجتماعی میتوانند به فروشگاهی یکجا برای کل سفر مشتری تبدیل شوند.به این ترتیب، جای تعجب نیست که بازاریابان به سرعت از فروش اجتماعی استقبال میکنند. جدیدترین نظرسنجی فروش اجتماعی ما نشان داد که ۸۷٪ از بازاریابان میگویند این رویکرد مؤثر است و ۵۹٪ گزارش میدهند که فروش اجتماعی بیشتری نسبت به سالهای گذشته داشته است.
۵. فیس بوک هنوز ثابت میکند که یک پلت فرم قدرتمند برای بازاریابان است.بنابراین، رسانههای اجتماعی به وضوح مکان مناسبی است. اما چه پلتفرمهایی در واقع بیشترین ارزش را برای بازاریابان ارائه میدهند؟
علیرغم آنچه ممکن است در مورد \”مرده\” بودن فیس بوک شنیده باشید، هنوز هم محبوبترین پلتفرم برای بازاریابان است، به طوری که ۵۸٪ از پاسخدهندگان در نظرسنجی گزارش دادند که از این پلت فرم به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی خود استفاده میکنند.
بازاریابان همچنین گزارش میدهند که فیسبوک بالاترین نرخ بازگشت سرمایه را در میان پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در سال گذشته داشته است، به طوری که ۴۰ درصد از پاسخدهندگان نشان دادهاند که این پلتفرم در میان سه عامل اصلی بازگشت سرمایه است.
در نتیجه، از دیدن اینکه بیش از دو نفر از هر سه بازاریاب قصد دارند همان سطح سرمایهگذاری را حفظ کنند یا سرمایهگذاری خود را در تلاشهای بازاریابی فیس بوک خود در سال ۲۰۲۵ افزایش دهند، تعجب نکردم.
۶. رقابت Threads vs X ادامه دارد.
در حالی که فیس بوک همچنان در حوزه بازاریابی رسانههای اجتماعی پیشرو است، رقابت بین پلتفرم Threads و X (توئیتر سابق) همچنان ادامه دارد.
آخرین دادههای نظرسنجی ما نشان میدهد که ۶۸٪ از بازاریابان قصد دارند سرمایهگذاری خود را در X در سال ۲۰۲۵ ادامه یا گسترش دهند، در حالی که ۵۹٪ قصد دارند سرمایهگذاری خود را در Threads ادامه یا گسترش دهند. علاوه بر این، ۸ درصد از بازاریابان قصد دارند تا Threads را برای اولین بار در سال ۲۰۲۵ امتحان کنند، و تنها ۱۸ درصد از بازاریابان X را به عنوان یکی از سه پلتفرم رسانههای اجتماعی که موجب بازگشت سرمایه هستند، معرفی میکنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد X در مقابل Threads – و اینکه چگونه میتوانید از این پلتفرمهای رقیب در استراتژی بازاریابی خود استفاده کنید – به برخی از این غواصیهای عمیق نگاهی بیندازید:
• X vs. Threads: آنچه بازاریابان باید بدانند
• پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در حال رشد سریعترین [دادههای جدید]
• کدام کانالهای رسانههای اجتماعی استیم را به دست میآورند و از دست میدهند؟
۷. داستان سرایی تصویری در حال افزایش است.
در حالی که یک استراتژی محتوای مؤثر معمولاً طیف وسیعی از پلتفرمها را تحت تأثیر قرار میدهد، جدیدترین دادههای نظرسنجی ما نشان میدهد که قالبهای بصری مانند ویدیوی کوتاه، تصاویر، و ویدیوی پخش زنده از محبوبیت خاصی برخوردار هستند.
این شکلهای داستانسرایی بصری جزء پرکاربردترین قالبهای محتوایی در سال ۲۰۲۴ بودند و در سال ۲۰۲۵، بازاریابان قصد دارند سرمایهگذاری خود را در هر سه قالب با نرخهای بالاتری نسبت به سایر قالبها افزایش دهند.
این من را شگفتزده نمیکند. از این گذشته، در سال ۲۰۲۴، هر سه این فرمتهای متمرکز بصری به عنوان یکی از بالاترین فرمتهای بازگشت سرمایه گزارش شدند و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی که بر محتوای بصری تمرکز دارند (مانند YouTube، Instagram و TikTok) نیز شاهد افزایش سرمایهگذاری در سال ۲۰۲۵ با نرخهای بالاتر از سایر کانالها بودند.
در واقع، تیم وبلاگ ما از زمان ظهور TikTok در طول همهگیری، یک رنسانس ویدیویی کوتاه را پیشبینی کرده است، و امروز تقریباً هیچ مسابقهای وجود ندارد.
ویدئوی کوتاه در حال حاضر فرمت شماره یک بازاریابی محتوا است و بیشتر بازاریابان میگویند که این فرمت بازگشت سرمایه بالاتری را نسبت به هر فرمت دیگری به آنها ارائه میدهد.

به طور خاص، هنگامی که از بازاریابان در مورد فرمتهایی که بیشتر استفاده میکنند سؤال شد، موارد زیر را فهرست کردند (من فرمتهای بصری را پررنگ کردم تا نشان دهم که چقدر رایج شده اند):
- ویدیوی کوتاه (29%)
- تصاویر (29%)
- مصاحبهها (22%)
- پستهای وبلاگ (19%)
- پخش زنده ویدیو (19%)
به طور مشابه، هنگامی که از آنها پرسیده شد که کدام فرمتها بالاترین ROI را ارائه میدهند، آنها برجسته کردند:
- ویدیوی کوتاه (21%)
- تصاویر (19%)
- پخش زنده ویدیو (16%)
- مصاحبهها (15%)
- پستهای وبلاگ (15%)
نکته مهم این است که این موضوع فقط به این نیست که دلارهای بازاریابی سال گذشته در کجا خرج شده است – بلکه روندی است که در برنامههای بازاریابان برای آینده منعکس شده است. هنگامی که از پاسخ دهندگان پرسیده شد که آنها برای افزایش سرمایه گذاری در سال 2025 کجا برنامهریزی میکنند، پاسخ دهندگان ذکر کردند:
- ویدیوی کوتاه (17%)
- تصاویر (15%)
- UGC (14%)
- پخش زنده (14%)
- پادکست یا سایر محتوای صوتی (13%)
و به طور مشابه، در جبهه رسانههای اجتماعی، پاسخ دهندگان گزارش دادند که قالبهای اجتماعی زیر شاهد افزایش سرمایه گذاری در سال 2025 خواهند بود:
- یوتیوب (30%)
- اینستاگرام (29%)
- TikTok (28%)
- لینکدین (26%)
- فیس بوک (26%)
پریا گیل، معاون و رئیس جهانی بازاریابی SurveyMonkey، با بازاریابی بصری موفقیت قابل توجهی پیدا کرده است.
او توضیح میدهد: «ویدئوهای کوتاه، تصاویر و محتوای تولید شده توسط کاربر تأثیرگذار هستند، زیرا با نحوه مصرف و تعامل مخاطبان امروزی با محتوا هماهنگ هستند – سریع، بصری و معتبر. این قالبها در چند ثانیه توجه را به خود جلب میکنند و به کسبوکارها اجازه میدهند داستانهای متقاعدکنندهای بگویند که طنینانداز میشود.»
این حتی برای ما در HubSpot نیز صدق میکند – تیم وبلاگ خودمان در حال آزمایش ویدیوهای کوتاه برای تبلیغ محتوا هستند. این به این دلیل است که بازاریابان میبینند که پلت فرمهای رسانههای اجتماعی ویدئو محور موثرترین هستند و بهترین بازگشت سرمایه را ارائه میدهند.
- اینفلوئنسرهای طاقچه به عنوان یک کانال کلیدی در حال ظهور هستند.
در حالی که اینفلوئنسر مارکتینگ برای مدتی یک کانال بازاریابی مهم بوده است، آخرین نظرسنجی ما به ویژه نقش رو به رشد اینفلوئنسرهای خاص را برجسته میکند.
در سال 2024، بازاریابان گزارش دادند که از تأثیرگذاران در مقیاس کوچک – یعنی تأثیرگذارانی با کمتر از 100000 فالوور – بیشتر از تأثیرگذاران در مقیاس بزرگتر استفاده میکنند و از آنها سود میبرند.
پاسخ دهندگان ما خاطرنشان کردند که علیرغم تعداد نسبتاً کمی از دنبال کنندگان، این تأثیرگذاران خاص دسترسی به مخاطبان را با وفاداری و اعتماد قوی به برند ارائه میدهند و آنها را به ویژه ارزشمند میکند.
Parimal Deshpande، مدیر ارشد بازاریابی محصول برای Adobe Express، موافق است که همکاری با یک سازنده محتوا که با مخاطبان هدف شما طنینانداز میشود، میتواند فوق العاده ارزشمند باشد، و استدلال میکند: “کلید بازاریابی موفق در ایجاد اعتبار و اعتماد است.”
او ادامه میدهد: «محتوای شخصیت محور که از طریق سازندگان و کانالهایی که با مخاطبان طنینانداز میشوند ارائه میشود، برای دستیابی به آن ضروری است.»
به این ترتیب، منطقی است که تقریباً یک نفر از هر چهار پاسخدهندگان اینفلوئنسر مارکتینگ را به عنوان یک روند برتر برای سال 2024 معرفی کردهاند و 68 درصد گزارش دادهاند که در سال گذشته با یک اینفلوئنسر خاص همکاری کردهاند.
در مقابل، از هر چهار پاسخ دهندگان نظرسنجی، تنها یک نفر گزارش داد که با اینفلوئنسرهایی کار میکند که بین 100000 تا یک میلیون دنبالکننده دارد و تنها 7 درصد با اینفلوئنسرهایی با مخاطبان بیش از یک میلیون نفر کار میکنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه کار بازاریابان دنیای واقعی با اینفلوئنسرها، از تارا رابرتسون مدیر اجرایی Bitly خواستیم تا تجربیات اخیر سازمانش در زمینه بازاریابی تأثیرگذار را روشن کند.
او به اشتراک گذاشت: “در نیمه دوم سال 2024، ما یک برنامه آزمایشی اینفلوئنسر را در اینستاگرام راه اندازی کردیم تا بهتر درک کنیم که چگونه شخصیتها و جوامع تثبیت شده میتوانند محتوا، گفتگو و آگاهی را فراتر از کانال خود Bitly هدایت کنند.”
و چه اتفاقی افتاد؟
رابرتسون گزارش میدهد: “نتایج قوی بود. در مقایسه با میانگین عملکرد اینستاگرام ما، ما شاهد 5 برابر بیشتر برداشتها و بازدیدهای ویدئویی، 6 برابر افزایش تعامل و رشد 82 درصدی فالوورها بودیم. در نتیجه، مشارکت با اینفلوئنسرها به بخش بزرگی از استراتژی بازاریابی کلی ما تبدیل میشود تا به عنوان راهی برای گسترش دسترسی، ارتباط موثرتر با مخاطبان هدفمان، و نشان دادن نتایج قابل اعتمادتر و در عین حال ثابت نگه داشتن نتایج قابل اعتماد.”
زمانی که از پاسخ دهندگان در مورد مزایای کار با اینفلوئنسرها و سازندگان در مقیاس کوچکتر سؤال کردیم، دلیل شماره یک آنها این بود که این تأثیرگذاران خاص بیشتر مورد اعتماد فالوورها یا مشترکین خود بودند.
فراتر از این، پاسخ دهندگان همچنین خاطرنشان کردند که اینفلوئنسرهای کوچکتر به آنها دسترسی به جوامع خاص و فشردهتر میدهند، و همچنین معمولاً نسبت به اینفلوئنسرهای با مخاطبان بزرگتر هزینه کمتری دارند.
به عبارت دیگر، تعداد فالوورها همه چیز نیست. گزارش اخیر ترند رسانههای اجتماعی ما نشان داد که اکثر بازاریابان میگویند «کیفیت محتوا» مهمترین عامل در تعیین اینفلوئنسرهایی است که باید با کدام اینفلوئنسرها شریک شوند، نه اینکه یک اینفلوئنسر چند فالوور یا مشترک دارد.
در واقع، همانطور که Aaron Cort، رئیس بازاریابی، رشد و GTM برای Craft Ventures اشاره میکند، “مردم برای کاری که این روزها بر روی آن انجام میدهند، چه برای تجارت و چه برای مصرف کنندگان، میله بالایی دارند.”
در این محیط، «اینفلوئنسرها به پل زدن این شکاف در پشت تلاش اختصاصی برای ایجاد تمایل مثبت برند و تبلیغات شفاهی در ابتدا کمک میکنند.»
۹. تغییرات حریم خصوصی دادهها همچنان یک چالش است.
از تغییرات iOS به GDPR و برنامههای گوگل برای حذف تدریجی کوکیهای شخص ثالث، من از نزدیک شاهد این بودهام که افزایش مقررات حفظ حریم خصوصی دادهها در چند سال گذشته مانعی اساسی برای رشد صنعت بازاریابی ایجاد کرده است.
بهعنوان یک بازاریاب، میدانم که این تغییرات میتواند ناامیدکننده باشد – اما با توجه به اینکه ۸۴ درصد از پاسخدهندگان در نظرسنجی اخیر ما درباره گرایشهای مصرفکننده گزارش دادهاند که معتقدند حفظ حریم خصوصی یک حق انسانی است، افکار عمومی قطعاً به سمت داشتن محافظهای بیشتر در مورد دادههای شخصی تغییر میکند.
به این ترتیب، قابل درک است که تقریباً نه نفر از هر ده بازاریاب (۸۸٪) گزارش کردهاند که تغییرات حریم خصوصی دادهها مانند GDPR، iOS و گوگل حذف تدریجی کوکیهای شخص ثالث بر استراتژی بازاریابی کلی آنها در سال گذشته تأثیر گذاشته است.
خبر خوب این است که ابزارها و استراتژیهای زیادی وجود دارد که سازمانهای امروزی برای ایجاد تعادل بین بازاریابی مؤثر و حفاظت کافی از دادههای افراد دنبال میکنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این جایگزینها، توصیه میکنم این پست وبلاگ را بررسی کنید، که چندین راه حل را به طور عمیق بررسی میکند.
۱۰. شخصیسازی ضروری است.
طبق آخرین نتایج نظرسنجی ما، ۸۶٪ از بازاریابان گزارش میدهند که مشتریان آنها تجربهای تا حدودی یا بسیار شخصی با نام تجاری خود دارند. جالبتر از آن، ۹۴ درصد گزارش میدهند که ارائه یک تجربه مشتری شخصی بر فروش شرکت آنها تأثیر میگذارد.
به عبارت دیگر، دادهها نشان میدهد که ارائه یک تجربه بسیار شخصیسازی شده ضروریتر از همیشه است.
در عین حال، مطالعات نشان میدهد که بیشتر بازاریابان اطلاعات مهمی در مورد مخاطبان خود ندارند و تنها ۶۵ درصد میگویند که دادههای با کیفیتی در مورد جمعیت هدف خود دارند.
در واقع، وقتی از بازاریابان پرسیدیم که درباره مخاطبان هدف خود چه میدانند، کمتر از نیمی از آنها گزارش دادند که از کجا محتوا مصرف میکنند، اطلاعات اولیه جمعیتشناختی یا علایق و سرگرمیهایشان را میدانند، چه رسد به انواع محصولاتی که به آنها علاقه دارند یا بینشی در مورد عادات خریدشان.
برای مقابله با این چالشها، متوجه شدم که ابزار تجزیه و تحلیل بازاریابی HubSpot میتواند فوقالعاده ارزشمند باشد. این ابزار بینشهای مفیدی در مورد رفتار مشتری، ترجیحات و الگوهای تعامل ارائه میدهد و به بازاریابان کمک میکند تا کمپینهای شخصی و مؤثرتری ایجاد کنند.
۱۱. بازاریابان هنوز با دادهها و سیلوهای قطع شده دست و پنجه نرم میکنند.
برای شخصیسازی مؤثر تلاشهای بازاریابی خود، به یک منبع حقیقت نیاز دارید. متأسفانه، دادههای ما نشان میدهد که این یک چالش باقی میماند، زیرا بسیاری از بازاریابان گزارش میدهند که با منابع دادهای قطعشده، سیلوهای شرکت و فقدان یک منبع متمرکز و در دسترس اطلاعات در مورد مشتریان خود دست و پنجه نرم میکنند.
در واقع، از هر پنج بازاریاب فقط یک نفر گزارش داد که دادههای بازاریابی آنها به طور کامل با ابزارهایی که استفاده میکنند یکپارچه شده است و ۳۰ درصد به اشتراک گذاشتند که تعامل بین ابزارهای مختلفی که در نقش بازاریابی خود استفاده میکردند کمی یا بسیار ناپیوسته بود.
به طور مشابه، ۲۸٪ از پاسخدهندگان احساس کردند که دریافت دادههای مورد نیاز از تیمهای دیگر در شرکتشان تا حدودی یا بسیار دشوار است، در حالی که ۳۴٪ احساس میکردند که به اشتراک گذاشتن دادههای خود با سایر تیمها در سراسر شرکت تا حدودی یا بسیار دشوار است. این مسائل باعث ایجاد یک \\\”بحران قطع ارتباط\\\” میشود که میتواند مانع از دستیابی تیمهای بازاریابی به یک دید جامع از دادههای خود و همچنین کاهش کیفیت آن دادهها شود.
آنا جیمز، سرپرست تجزیه و تحلیل نوآوری کار در آزمایشگاه نوآوری کار آسانا، به شیوای خطرات این بحران را بیان میکند و به اشتراک میگذارد: «بازاریابان در نتیجه استفاده از ابزارها و سیستمهای پراکنده، با سطوح بسیار بالایی از فرسودگی دیجیتالی مواجه هستند. »
به این ترتیب، او استدلال میکند که \\\”در سال ۲۰۲۵، موفقیت از افزودن فناوری بیشتر حاصل نمیشود – بلکه از پالایش و سادهسازی فناوری حاصل میشود که بازاریابان را قادر میسازد بر خلاقیت و تأثیر با ارزش بیشتر تمرکز کنند. \\\”
و جیمز در این منظر تنها نیست. بازاریابان امروزی قدرت داشتن یک منبع حقیقت واحد را برای مقابله با این چالشهای دادههای جدا شده و تیمهای جدا شده تشخیص میدهند: ما دریافتیم که ۸۲ درصد از پاسخدهندگان معتقدند که داشتن یک منبع حقیقت واحد برای دادههای بازاریابی آنها اندکی، تا حدودی یا بسیار برای سازمانشان مفید است.
یک منبع منفرد حقیقت مستقیماً به چالشهای مهمی میپردازد که در صورت عدم همسویی تیمها پدیدار میشوند: فقدان ارتباط مؤثر، تیمهای فروش و بازاریابی با استفاده از ابزارهای مختلف، و مشکل در اشتراکگذاری دادهها بین تیمها. احتمالاً به همین دلیل است که ۶۹٪ از بازاریابان گزارش میدهند که CRM آنها تا حدودی یا بسیار برای موفقیت استراتژی بازاریابی کلی آنها مهم است.
۱۲. داده محور بودن دیگر خوب نیست.
در حالی که اهمیت دادهها بسیار جدید نیست، پاسخهای نظرسنجی امسال نشان میدهد که اطمینان از اینکه سازمان بازاریابی شما واقعاً مبتنی بر داده است چقدر حیاتی شده است.
استفاده مؤثر از دادهها به بازاریابان کمک میکند تا بفهمند استراتژیهای مختلف آنها چگونه عمل میکنند، به نوبه خود به آنها کمک میکند تا ROI تلاشهای خود را نشان دهند و تصمیمگیری خود را در مورد استراتژی آینده آگاه کنند.
در همان زمان، ما متوجه شدیم که استفاده از دادهها برای درک و هدفگیری مشتریان در ذهن بازاریابهای امروزی کمتر برجسته شده است، حداقل تا حدی به این دلیل که چشمانداز دادهها به دلیل افزایش حریم خصوصی و الزامات امنیتی چالشبرانگیزتر شده است.
علاوه بر این، زمانی که از پاسخدهندگان خواستیم بزرگترین چالشهایی را که در رابطه با درک و جمعآوری دادهها از مخاطبان هدف خود با آن مواجه شدهاند شناسایی کنند، ۲۱ درصد به اعتماد کمتر مصرفکنندگان به دادههای شخصی خود اشاره کردند، ۱۹ درصد به کیفیت پایین داده اشاره کردند و ۱۸ درصد به افزایش مقررات حفظ حریم خصوصی دادهها اشاره کردند که دسترسی به دادههای شخصی را کاهش میدهد.
با این وجود، تحقیقات ما نشان میدهد که با وجود این چالشها، دادهمحور بودن دیگر خوب نیست. در چشمانداز امروزی، همسو کردن ابتکارات بازاریابی یک برند با ارزشهای مشتریان، به حفظ دسترسی به دادههای دقیق و بهروز در مورد آن مشتریان بستگی دارد.
احتمالاً به همین دلیل است که وقتی در مورد بزرگترین تغییرات صنعت بازاریابی در سال گذشته سؤال شد، ۲۹٪ بر اهمیت استفاده از دادهها برای اطلاع از استراتژی بازاریابی خود تأکید کردند و ۲۶٪ بر اهمیت استفاده از دادهها برای نشان دادن ROI و ارزش تجاری تلاشهای بازاریابی خود تأکید کردند.
ابزارهایی مانند نرمافزار ردیابیایمیل رایگان HubSpot به بازاریابان کمک میکند تا با نشان دادن دقیق زمان تعامل مشتریان با پیامهایشان، اطلاعات محور باقی بمانند و بینشهایی در زمان واقعی از عملکرد کمپین ارائه میدهند.
در واقع، بزرگترین مزیت توسعه یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر داده که پاسخدهندگان ما به آن اشاره کردند این بود که بفهمند کدام استراتژیهای بازاریابی مؤثرتر هستند (فهرست شده توسط ۳۱٪ از پاسخدهندگان)، افزایش بازگشت سرمایه (ROI) تلاشهای بازاریابی آنها (۳۰٪)، و دستیابی به مخاطبان هدف به طور مؤثرتر (۲۷٪).
همانطور که پریا گیل از SurveyMonkey توضیح میدهد، «ما با استفاده از دادهها (نظرسنجیها و نظرسنجیها) به موفقیت دست یافتیم تا بفهمیم مخاطبانمان بیشتر به چه چیزهایی اهمیت میدهند، کوتاه و سریع نگهداشتن محتوا، نشان دادن اعتبار، و آزمایش و تکرارایدههایمان».
استفاده مؤثر از دادهها میتواند بسیار چالش برانگیز باشد – اما برای موفقیت در محیط تجاری امروزی، بازاریابان نمیتوانند داده محور نباشند.
در روندهای صنعت بازاریابی چه اتفاقی میافتد
وقتی صحبت از روندهایی میشود که صنعت بازاریابی فعلی را تعریف میکنند، لیست بالا فقط نوک کوه یخ است. همانطور که من این فهرست را کنار هم میگذارم، بارها و بارها از اینکه چشمانداز بازاریابی مدرن چقدر پیچیده و چالشبرانگیز شده است، شگفتزده شدم.
به همین دلیل است که دیده شدن در روندهای بازاریابی برتر امروز بسیار حیاتی است. در حالی که این مقاله شامل بسیاری از روندهای برتر من است، برای فهرست دقیقی از تاکتیکها، فرصتها، چالشها، کانالها و بازاریابان محتوا برتر که در سال ۲۰۲۵ از آنها استفاده خواهند کرد، قطعاً توصیه میکنم گزارش وضعیت بازاریابی ۲۰۲۵ ما را بررسی کنید.
از این گذشته، وقتی نوبت به بازاریابی میرسد، یاد گرفتهام که بهروز ماندن ضروری است. بنابراین از فرو رفتن در دادهها نترسید!
اگه برای کسب و کارتون نیاز دارین که بروزترین بازاریابی رو برای خودتون شخصی سازی کنین از طریق این لینک اقدام به رزرو وقت مشاوره کنید

